ایده ای هدررفته در کمدی سطحی؛
اختصاصی| «مرد عینکی» گیشه را تسخیر کرد، نقد را ناکام گذاشت
مرد عینکی با انرژی فیزیکی خیرهکننده بهرام افشاری گیشه را تسخیر کرده است اما در دام فیلمنامهای سطحی و آشفتگی ژانری افتاده است و بهعنوان یک نقد جدی بر فرهنگ شهرت و مصرفگرایی فضای مجازی، کاملاً ناکام میماند و در سطح یک کمدی صرفاً سرگرمکننده و زودگذر متوقف میشود.
به گزارش میار، محمد امینی پس از «فسیل»، بار دیگر به سراغ کمدی عامهپسند آمده است و اینبار تلاش کرده طنز اجتماعی را با موقعیتهای اکشن تلفیق کند. ایده اولیه، صعود و سقوط ناگهانی یک فرد عادی در چرخه بیرحم شهرت فضای مجازی، بهشدت جذاب و دارای ظرفیت بالایی برای نقد گزنده و هوشمندانه از آسیبهای رسانهای و منطق مصرفی شهرت امروز است.
با این حال «مرد عینکی» این پتانسیل گرانبها را بهسرعت به جوکهای دمدستی، موقعیتهای اغراقشده و یک روایت ضعیف میفروشد، در حالیکه حامل مضمون نقد فرهنگ شهرت است، بهندرت به لایههای زیرین آن میرسد.
نبود تضادهای اخلاقی و روانشناختی جدی، فقدان موقعیتهای ظریف و تأملبرانگیز و اتکای بیش از حد به شوخیهای سطحی، موجب شده است فیلم بیشتر سرگرمکننده از منظر لحظهای و هیجانی باشد تا تأملبرانگیز. فیلم بیش از آنکه یک روایت ارگانیک باشد، مجموعهای از صحنههای کمیک و سکانسهای اکشن جدا از هم به نظر میرسد.
تیپ کمدی، بهجای کاراکتر روانشناختی
بهرام افشاری، با انرژی فیزیکی مثالزدنی و حس کمیک ذاتیاش، بار نقش را بر دوش میکشد و بدون شک، بسیاری از لحظات کمدی فیلم بهواسطه حضور پرشور او رنگ میگیرد. او توانسته یک تیپ کمدی جذاب خلق کند اما مشکل اینجاست که نقش حلیم/کامبوزیا، در سطح یک تیپ باقی میماند، نه یک کاراکتر چندبُعدی که مخاطب بتواند تحولات عمیق روحی و انگیزههای او برای ورود به این چرخه را باور کند. تحولات درونی، در صورت وجود، کمعمق یا شتابزده نمایش داده میشوند.
بازیگران مکمل، از جمله مهدی هاشمی، بیشتر نقش «پرکننده قاب» را دارند تا مشارکت واقعی در شکلدهی تعارضات داستانی و تعمیق نقد اجتماعی. طنز فیلم اغلب موقعیتی است و شوخیها بهسرعت فراموش میشوند، زیرا پشت آنها تحلیل عمیق یا یک کنش بازتابی از جامعه دیده نمیشود. هرگاه فیلم میخواهد به زبان طنز، انتقاد اجتماعی کند، بهجای کنایه هوشمندانه یا وضعیتپردازی دقیق، به شعار و تصویرسازی سادهانگارانه متوسل میشود.
آشفتگی ژانری و محافظهکاری بصری
کریم امینی در رویکرد کارگردانی، به سراغ زبانی محافظهکار و میزانسنهایی با رویکرد تلویزیونی رفته که حال و هوای فیلم را به یک محصول سریالی نزدیک میکند، نه یک فیلم سینمایی با امضای کارگردانی. ترکیب کمدی و اکشن که میتوانست فرصتهایی برای خلق نماهای بصری مبتکرانه و ریتمی جذاب فراهم کند، در «مرد عینکی» هدر میرود.
تدوین حسن ایوبی ریتمی ناپایدار ایجاد کرده است؛ ۱۰۶ دقیقه فیلم گاهی کشدار و گاهی ناگهانی شتابان به نظر میرسد و این نوسان، ضرب دراماتیک و کشش مخاطب را مختل میکند. موسیقی امیر توسلی نیز بهندرت در خدمت طنز موقعیتی یا تقویت زیرپوستی فضای دراماتیک قرار میگیرد و اغلب احساس میشود که بهجای همراهی ظریف، احساس را تحمیل میکند.
عدم عمق در نقد اجتماعی
اگر «مرد عینکی» را در پهنه کمدیهای اجتماعی موفق ایرانی مثل «مارمولک» یا «اجارهنشینها» قرار دهیم، خلأ عمق اجتماعی و پیچیدگی دراماتیک آن بهوضوح آشکار میشود. در مقایسه با آثار جهانی نقدکننده رسانه و شهرت (مانند Network یا The Truman Show) نیز، فیلم ایرانی بهخاطر سطحینگری و فقدان نیش تیز رسانهایاش، قابل قیاس نیست.
در نتیجه، مرد عینکی فیلمی است سرگرمکننده، با تکیه بر موقعیتهای کمدی و بازی پرانرژی بهرام افشاری، که توانسته گیشه را فتح کند اما از منظر سینمایی و محتوایی، یک اثر تکراری و سطحی به حساب میآید. این فیلم کسانی را که به دنبال خندهای ساده و نمایش پرهیجان هستند، راضی میکند اما تماشاگرانی که انتظار نقدی زیرپوستی از فرهنگ شهرت یا تجربهای نو در زبان سینمایی دارند، دستخالی بیرون خواهند آمد. فیلم بیشتر شبیه محصولی است که بهدنبال لحظههای خنده سریع و فروش در گیشه است تا شکلدادن به یک پژوهش سینمایی درباره شهرت.

